تبليغاتX
پارمیدا کوچولو

پارمیدا کوچولو

ُEaster

Happy Easter

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 9:49  توسط مامان پارمیدا  | 

نقاشی 21 فروردین 1385

 

این نقاشی آخرین نقاشی هست که کشیدم:

اسمش دلقکه

دلقکها تو سیرک هستند

و مردم رو میخندونن

خانوم مربی میگفت دلقکها مهربونن

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 14:15  توسط مامان پارمیدا  | 

 

عید هم تموم شده ... من خیلی ناراحت هستم

بابای مهربونمم رفته مسافرت اونم تنهایی

خیلی دلم براش تنگ شده

منم دوست داشتم باهاش برم ولی آخه مامانم تنها میمونه .. گریه میکنه

سیزده بدر رفته بودیم پارک

تو پارک با دوستام بازی کردم

اسم دوستای مهربونم پگاه و نگار و شروین هست

دیروز ترم 5 نقاشیم شروع شد

دیروز تو نقاشیم یه پارک با درختاش کشیدم

درختها پر از برگ و شکوفه هستند

شکوفه ها رو صورتی و برگها رو سبز کردم

خودم و مامانمو هم کشیدم

دیروز مامانم منو برد پارک

یه عالمه سرسره بازی کردم

امروزم قراره بریم پارک

مامانی مهربونم اندازه پروانه های رنگارنگ دوست دارم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 12:21  توسط مامان پارمیدا  | 

عید مبارک باشه

 

 

 عید مبارک باشه

عید خیلی خوبه

چون همه چی نو میشه

من امسال یه باربی کامل شدم

همه لباسام باربی هستن

همه به من میگن خانوم باربی!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 10:38  توسط مامان پارمیدا  |