تبليغاتX
پارمیدا کوچولو

پارمیدا کوچولو

سیب سرخ

 

من فيلم تنبل قهرمان و خيلي دوست دارم.

خيلي قشنگه.

اسم پسره حسني هستش.

اين حسني خيلي بچه تنبلي بود.

هميشه مي خوابيد!

مامانش خسته شده بود...

يه روزي از پيش تختخوابش تا دم در مدرسه حسني سيب سرخ چيد.

باباي حسني رفته بود سفر.

باباي حسني سيب سرخو خيلي دوست داشت.

هر وقت حسني سيب سرخ مي ديد ياد باباش ميفتاد.

مامانش گفت حسني گل پسرم بيدارشو ببين بابا برات سيب آورده.

حسني گفت مامان من خوابم مياد .... از سيب سرخ خوشم مياد

به خاطر اين کار مامانش حسني از رختخواب جدا شد و به طرف مدرسشون راه افتاد.

مامانش يه شعري براش خوند که من خيلي دوسش دارم


گفت :


زندگي جاده سيب حسني

دونه دونه مي چيني

آدما رو مي بيني

خوب و بدو مي بيني




منم روزي چند بار اين شعرو ميخونم

آخه خيلي دوسش دارم

خيلي بده که آدم تنبل باشه

آدم بايد زرنگ باشه

خواب اندازه داره

من اينو از اين فيلم ياد گرفتم.

parmida

 

 



+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1384ساعت 18:33  توسط مامان پارمیدا  | 

کلاس نقاشی

 

من خيلي خيلي خوشحالم که ميرم کلاس نقاشي

اينقدر خوبه

خانوم معلممون اينقدر مهربونه

من ديروز عکس دستمو کشيدم

اول دستمو گذاشتم رو کاغذ بعد کشيدمش بعد رنگش کردم.

بعدش يه عالمه لوازم نقاشي خريديم

آبرنگ ، پاستل ، گواش ، ماژيک ، مداد رنگي تازه يه پيش بند صورتي هم گرفتم که

موقع نقاشي کردن بپوشم تا لباسهام کثيف نشن.

فردا دوباره کلاس دارم دوست دارم همه چي بکشم

درخت ... گل ... خورشيد ... خونه ...

تازه به مريم جون هم قول دادم که اونم بکشم.


مريم جون بجاي اينکه خود خرس عسلو برام بگيره پازلشو گرفت.

ميسسسسسسسسي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 18:23  توسط مامان پارمیدا  | 

اندازه آسمون دوست دارم!!!


پارميدا : ميدوني من اندازه آسمون دوست دارم

پينکي : خوب منم اندازه کهکشون دوست دارم

پارميدا : من کهکشون دوست ندارم بدم مياد اصلا ناآحت* ميشم

پينکي : عسلم کهکشون خيلي بزرگه... قشنگتره

پارميدا : مگه نگفتم نه ....نهههههههه اصلا من باهات قهرم

پينکي : باشه دوست نداشته باش... ولي من باهات آشتي ام خيلي هم دوست دارم

*************

*ناآحت : ناراحت

طفلي هنوز کامل کلماتو نميتونه بگه

فدات بشم هفته به هفته


دوست دارم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم تیر 1384ساعت 18:11  توسط مامان پارمیدا  |